تبليغاتX
اللهــم عجل الوليك الفرج

اللهــم عجل الوليك الفرج

هــــــــــــــزارو یـــــــــــــک در

خدا

 

بر صندلی چوبی نشسته بود و ژاکتی پشمی به تن داشت

 و چای می نوشید ؛ بی خیال . فنجان چای اما از خاطره پر بود

 و انگار حکایت می کرد از مزرعه چای و دختر چایکار و حکایت

می کرد از لبخندش ، که چه نمکین بود و چشم هایش که چه

 برقی می زد و دستهایش که چه خسته بود و دامنش که چه

 قدر گل داشت .

چای خوش طعم بود . پس حتما آن دختر چایکار عاشق بوده

 و آن که عاشق است ، دلشوره دارد و آن که دلشوره دارد

 دعا می کند و آنکه دعا می کند حتما خدایی دارد

 پس دختر چایکار خدایی داشت .

ژاکت پشمی گرم بود و او از گرمای ژاکت تا گرمای آغل رفت

 و تا گوسفندان و آن روستای دور و آن چوپان که هر

 گرگ و میش و هر خروس خوان راهی می شد .

و تنها بود و چشم می دوخت به دور دست ها و نی می زد

و سوز دل داشت .

و آن که سوز دل دارد و نی می زند و چشم می دوزد

و تنهاست ، حتما عاشق است و آن که عاشق است ،

دعا می کند و آن که دعا می کند حتما خدایی دارد

 پس چوپان خدایی داشت .

دست بر دسته صندلی اش گذاشت .

 دست بر حافظه چوب و وچوب ، نجار را به یاد آورد و نجار ،

درخت را و درخت دهقان را و دهقان همان بود که سالهای

سال نهال کوچک را آب داد و کود داد و هرس کرد و پیوند زد .

 و دل به هر جوانه بست و دل به هر برگ کوچک .

و آنکه می کارد و دل می بندد و پیوند می زند ،

 امیدوار است و آن که امید دارد ،

حتما عاشق است و آن که عاشق است ،

دعا می کند و آن که دعا می کند حتما خدایی دارد

 پس دهقان خدایی داشت .

و او که برصندلی چوبی نشسته بود و ژاکتی به تن داشت

و چای می نوشید ، با خود گفت : حال که دختر چایکار

و چوپان جوان و دهقان پیر خدایی دارند ،

پس برای من هم خدایی است .

و چه لحظه ای بود آن لحظه که دانست از صندلی چوبی

 و ژاکت پشمی و فنجان چای هم به خدا راهی است .

 

عرفان نظر آهاري

 

 

و خدا از رگ گردن به ما نزديك تر است...!

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم فروردین 1389ساعت 9:35  توسط محمد و ایمان  | 

تست ايمان

با سلام

ايمان يكي از مهمترين مسائلي است كه خدا و ائمه به

 آن تاكيد فراوان داشتند.

جمله زيبايي از حضرت مولا براي

 اينكه ما بدانيم كه آيا ايمان داريم يا نه

خودمان را با سخنان مولا بسنجيم و ببينيم كه چقدر در راه هستيم

تست ايمان شناسي

 

 

از امام علي(ع) در مورد ايمان سوال شد.امام فرمودند:

ايمان بر چهار اصل استوار است:صبر،يقين،عدل و جهاد.

صبر بر چهار شعبه است:اشتياق،خشيت،زهد و انتظار.

آنكه به بهشت اشتياق دارد،خواهش هاي نارواي نفس

را مي زدايد.

آنكه از آتش دوزخ بهراسد،از حرام ها اجتناب ميكند.

آنكه در دنيا زهد ورزد،مصائب را آسان ميشمارد.

آنكه در انتظار مرگ باشد،به انجام خيرات مي شتابد.

و يقين بر چهار شعبه است:بصيرت حاصل از زيركي،

دقايق بدست آمده از حكمت،موظعه هاي ناشي از عبرت

 و سيره پيشينيان.

آنكه از زيركي بصيرت يافت،حكمت بر او آشكار گشت،

عبرت ها را شناخت.آنكه عبرت ها را شناخت،

چنان است كه درميان پيشينيان زيسته است.

وعدل بر چهار شعبه است:ژ‍رف نگري فهيمانه،

دانش پژ‍وهي كاوش گرانه،داوري عادلانه و بردباري راسخانه.

آنكه بفهمد،به ژرفاي علم  مي رسد.

آنكه به ژرفاي علم برسد،از چشمه سارهاي

احكام الهي سيراب باز ميگردد.

آنكه بردباري داشته باشد در كارش كوتاهي نميكند

و در ميان مردم با ستايش آنان زندگي مي كند.

وجهاد بر چهار شعبه است:امر به معروف،نهي از منكر،

استواري در ميدان نبرد و دشمني با فاسقان.

آنكه امر به معروف كند،مومنان را توانا ساخته است.

آنكه نهي از منكر ميكند بيني كافران را به خاك ماليده است.

آنكه در ميدان كارزار استوار بماند ،رسالت خويش

را به انجام رسانده است.آنكه با فاسقان دشمني 

ورزد و براي خدا خشمناك شود،خدا نيز براي او

 خشمگين ميشود و او را در قيامت راضي ميكند.

كفر بر چهار شعبه است:كنجكاوي نابخردانه،تنازع،

حق گريزي و لجاجت در نپذيرفتن حق.

آنكه نابخردانه كنجكاوي كند و به خيال كشف اسرار

در پي اوهام رود،سوي حق باز نميگردد.

آنكه تنازع جاهلانه اش فراوان شود،نابينايي اش نسبت

به حق،دوام مي يابد.آنكه از حق گريخت و به باطل گرويد

 بينش او وارونه ميگردد،خوبي نزد او بد جلوه ميكند و بدي،

خوب و سرمست از گمراهي ميشود.آنكه عناد ورزيد،

راه هايش ناهموار و سنگلاخ و كار ،بر او زار ميشود و در

تنگنا گرفتار ميشود.

شك بر چهار شعبه است:جدال بيهوده و مباحثات فخر

 فروشاهنه و خودنمايانه براي توجيه سخن خويش،نه احماق

حق،هراسناكي نابجا،سرگرداني در تصميم و خودباختگي

 و تسليم شدن در برابر حوادث.

آنكه جدال را پيشه  خويش كند،تاريكيشبش به سپيده دم

صبح نينجامد و از تيرگي خودخواهي نرهد و به درخشندگي

خودخواهي نرسد.

آنكه روي دادها هراسناكش سازند،واپسگر شود.

آنكه در سرگرداني،حيران بماند،لگد مال شيطان  ميشود.

آنكه در برابر مهلكه هاي  دنيا و آخرت بماند،

لگد مال شيطان ميشود.آنكه در برابر مهلكه هاي دنيا

و آخرت تسليم شود،در هر دو جهان هلاك ميشود.

 

 

 

وخدا از رگ گردن به ما نزديك تر است...!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 12:25  توسط محمد و ایمان  | 

22بهمن

خروش ایرانیان

از تبریز تا بلوچستان

مردان و زنان

پیر و جوان

برای نابودی دشمنان و منافقان

در کوچه و خیابان

برای ظهور آقا امام زمان ع

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 8:1  توسط محمد و ایمان  | 

خال لب

 

 

 

 

شعر خال لب امام خميني و جواب زيباي مقام معظم رهبري

 

امام خمینی:

 

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم

چشم بيمـار تـو را ديـدم و بيمار شدم

 

فارغ از خود شدم و كوس اناالحق بزدم

همچو منصور خريدار سر دار شدم

 

غم دلدار فكنده است به جانم، شررى

كه به جان آمدم و شهره بازار شدم

 

درِ ميخانه گشاييد به رويم، شب و روز

كه من از مسجد و از مدرسه، بيزار شدم

 

جامه زهد و ريا كَندم و بر تن كردم

خرقه پير خراباتى و هشيار شدم

 

واعظ شهر كه از پند خود آزارم داد

از دم رند مى آلوده مددكار شدم

 

بگذاريد كه از بتكده يادى بكنم

 من كه با دست بت ميكده بيدار شدم

 

مقام معظم رهبری:

 

 تو كه خود خال لبی از چه گرفتار شدی

تو طبيب همه ای از چه تو بيمار شدی

 

تو كه فارغ شده بودی ز همه كان و مكان

دار منصور بريدی همه تن دار شدی

 

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر

ای كه در قول و عمل شهره بازار شدی

 

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشيدی

وه كه بر مسجديان نقطه پرگار شدی

 

خرقه پير خراباتی ما سيره توست

امت از گفته در بار تو هشيار شدی

 

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی

دم عيسی مسيح از تو پديدار شدی

 

يادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم

ببريدی ز همه خلق و به حق يار شدی

 

 

و خدا از رگ گردن به ما نزديك تر است...!

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 18:27  توسط محمد و ایمان  | 

دهه فجر و نور مبارک

امام

ورود فرزند خلیل الله،

بت شکن عصر مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 7:57  توسط محمد و ایمان  |